<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>گاه نوشته ها &#187; گاه نوشته ها</title>
	<atom:link href="http://www.blog.taheriyan.com/category/%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d9%87%d8%a7/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.blog.taheriyan.com</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Wed, 17 Mar 2010 11:59:04 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0</generator>
		<item>
		<title>واقعیت تلخ</title>
		<link>http://www.blog.taheriyan.com/26/26/</link>
		<comments>http://www.blog.taheriyan.com/26/26/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 05 Aug 2009 18:26:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>غلامرضا</dc:creator>
				<category><![CDATA[گاه نوشته ها]]></category>
		<category><![CDATA[خوشنویسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.blog.taheriyan.com/?p=26</guid>
		<description><![CDATA[یکی از مشکلات جامعه ما در طول تاریخ تمدن، عدم تبیین و تدوین مکتوبی است سرشار از تجربیات گرانقدر که در گذر روزگار با دشواری بدست آمده اند، و چه بسا این کمبود موجب شده است که این تجربیات بدون استفاده مانده و یا در مواردی به آسانی از کف رفته باشند.

فرهنگ شفاهی در ضبط و انتقال علم و فرهنگ و هنر اگرچه لازم بوده است اما هرگز  کافی نبوده است. بویژه در شرایطی که ابزار و وسایل ثبت و نشر تجربیات موجود بوده است. این اهمال در طول تاریخ به تدریج موجبات نقصان، کم دانشی و نهایتاً عقب ماندگی در اغلب زمینه های زندگی را فراهم آورده است.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">یکی از مشکلات جامعه ما در طول تاریخ تمدن، عدم تبیین و تدوین مکتوبی است سرشار از تجربیات گرانقدر که در گذر روزگار با دشواری بدست آمده اند، و چه بسا این کمبود موجب شده است که این تجربیات بدون استفاده مانده و یا در مواردی به آسانی از کف رفته باشند.</p>
<p style="text-align: justify;">فرهنگ شفاهی در ضبط و انتقال علم و فرهنگ و هنر اگرچه لازم بوده است اما هرگز  کافی نبوده است. بویژه در شرایطی که ابزار و وسایل ثبت و نشر تجربیات موجود بوده است. این اهمال در طول تاریخ به تدریج موجبات نقصان، کم دانشی و نهایتاً عقب ماندگی در اغلب زمینه های زندگی را فراهم آورده است.</p>
<p style="text-align: justify;">هدف از نگارش این نوشتار، بیشتر پرداختن به این نقیصه فرهنگی در زمینه های  هنری و بویژه خوشنویسی می باشد.بالاترین وبهترین ارزش​ها، تکنیک​ها، راز و رمزها، فرمول​ها و تمامی قواعد و اصولی که در تولید و زایندگی فرهنگ و تمدن یک جامعه مورد نیاز می باشند با کوچکترین حادثه طبیعی وغیرطبیعی به دست فراموشی سپرده  میشوند. بنابراین اغلب هنرمندان این مرز و بوم ناگزیر از تجربه کردن موضوعاتی هستند که چندین باره توسط دیگران در گذشته تجربه شده اند.</p>
<p style="text-align: justify;">در این رهگذار، کارگزاران فرهنگ و هنر جامعه در بیشتر اوقات ناچار بوده اند که همواره از ابتدا آغاز کنند.</p>
<p style="text-align: justify;">این مشکل می تواند دلایل بسیاری داشته باشد. اما در هر صورت نمی تواند توجیه کننده ضایعات و خسارات ذیل باشد:</p>
<p style="text-align: justify;">۱-    انرژی بسیاری صرف کارها و اموری می شود که گذشتگان آن را بارها تجربه کرده اند.</p>
<p style="text-align: justify;">۲-    در بسیاری از موارد، نتایج و تجربیات چندین ساله ملّتی، محو و نابود شده است.</p>
<p style="text-align: justify;">۳-    ایستایی و نازایی جامعه را علیرغم وجود سرمایه و قابلیت های مادی و معنوی، بدنبال داشته است.</p>
<p style="text-align: justify;">نگاهی کوتاه به میراث فرهنگی و هنری موجود و همچنین گمشده این سرای کهن، گواهی بر این مدعاست.</p>
<p style="text-align: justify;">به چه علت حاصل تجربیات و آموخته ی خود را در زمان مناسب به دیگران منتقل نمی کنیم؟ چرا آنها را در حد توان و بضاعت، ثبت و مکتوب نمی نمائیم. فرهنگ فوت کوزه گری از کجا و به چه دلیل حیات یافته است و پی آمدهای آن چیست؟ چرا بعضی از یافته ها را تنها نزد خود و برای خود نگه میداریم؟ اما پاسخ آن هرچه باشد، حاصل آن کم مایگی و جاماندن از قافله تمدن بشری خواهد بود. در این میان، عدم انتقال تجربیات و آموخته های شخصی به دیگران و بخصوص نسل آینده آنهم بصورت مدون و مکتوب &#8211; جدای از عوامل اجتماعی، اقتصادی و تاریخی &#8211;  بدبختانه نمودی اخلاقی و فرهنگی پیدا کرده است که در نفس خود خلاف اخلاق و انسانیت است.</p>
<p style="text-align: justify;">مکتوم گذاشتن و حمل آنچه که هنرمندان تا دوران پیری و بخاک سپاری خویش به عنوان ارزش و اسرار مگوی تلقی می کنند، فرهنگ نادرستی است که متاسفانه در بسیاری از موارد مشاهده می گردد.</p>
<p style="text-align: justify;">شاید حیا و فروتنی بیش از حد و همچنین شکسته نفسی و یا حتی عدم اعتماد به نفس هنرمندان در این میان، مزید برعلت شده باشد.  که البته در جای خود قابل بررسی و اشکال است به ویژه مراحل افراطی آن.</p>
<p style="text-align: justify;">بیان این مطلب منکر تلاش بزرگان و آفریدگاران فرهنگ و هنر نیست.  چرا که اعتبار و هویت امروز، مرهون و مدیون تلاش و فداکاری این عزیزان است. اما شرایط فعلی با توجه به سابقه چندین هزار ساله فرهنگ و تمدن این ملت به هیچ عنوان کافی به نظر نمی رسد. ضمن اینکه هر آنچه باقیست کمتر جنبه های پژوهشی و تحقیقی داشته و از عمق و اعتبار علمی تهی است. بیشتر آنچه هست نقل قول تاریخی  است  که  نمی​تواند انگیزه لازم و کافی جهت حرکت و خیزش تمدن باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">آری، هر چند رسیدن به «حال هنری» که منشأ اثر و مبدأ خلق آثار است، بیشتر جنبه های درونی و شخصی داشته و روح و شأن هنر نیز وابسته به آن است، رسیدنی است و لازمه نوعی سیروسلوک هنرمندانه است که قابل ثبت و انتقال به دیگران نیست، اما این موضوع نمی تواند گریزگاه مناسب و شایسته ای برای این قصور تاریخی باشد. به دلیل اینکه جنبه های علمی، تکنیکی و ابزاری و …. که حداقل بخشی از کار هنرمند وابسته به آن است قابل تعریف، تدوین، ثبت و انتقال به دیگران است. مخصوصاً در زمان حاضر که جنبه​های علمی و تکنیکی کار و همچنین نوع ابزار مورد استفاده به اقتضای عصر تکنولوژی و صنعت در حال رشد و تکامل است.</p>
<p style="text-align: justify;">البته در این میان بزرگان و هنرمندان بسیاری بوده اند که علیرغم میل باطنی خود، قادر به تدوین و مکتوب نمودن تجربه های ارزشمند خود نبوده اند. این ناتوانی می تواند:</p>
<p style="text-align: justify;">۱- جنبه های شخصی داشته باشد. از جمله عدم آشنایی به علوم نگارش و یا عدم امکانات و استطاعت مالی و …<br />
۲- جنبه های اجتماعی، سیاسی و تاریخی و …
</p>
<p style="text-align: justify;">به هر صورت اینجانب سالهاست در وادی هنر خوشنویسی این کمبود را با تمامی وجود احساس کرده و تشنه در یافتن جنبه های پژوهشی وکارشناسانه این هنر شریف، آنهم در جزئی ترین مسائل آن هستم.</p>
<p style="text-align: justify;">از بزرگان هنر، بویژه هنر خوشنویسی انتظار میرود راهی که تاکنون پیموده اند، تمام و کمال به خامه تحریر درآورند. جای درنگ و احتیاط نیست. وظیفه فرهنگی و ملی همه ماست که این دیکته نانوشته را بنویسیم. هر چند ممکن است با مذاق و سلایق بسیاری سازگار نباشد و یا در مواردی غلط باشد. پس نگرانی به یک سو نهیم که تاریخ بهترین قاضی و عادلترین صافی خواهد بود.</p>
<p style="text-align: justify;">
<h4 style="text-align: justify;">انگیزه ی برقراری این سایت ثبت و ضبط تجربیات و تعامل با شماست؛ با ما در تماس باشید.</h4>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.blog.taheriyan.com/26/26/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

